دیره دیگه دیره اونکه میخوامش داره میره

من عاشق باران ودرحسرت واندوهش تو بی غم وبی حسرت چون تو همه بارانی

چندتا عكس يادگاري

با يه بغض وچندتا نامه

چندتا آهنگ قديمي كه همه دلخوشي هامه

آينه اي كه رو به رومه

غرق تو بهت يه تصوير

بارونهاي پشت شيشه

 من وتنهايي و تقدير

دست من نيست

نفسم از عطر تو كلافه ميشه

لحظه اي كه حسي از تو به دلم اضافه ميشه

باورم نميشه اما اين تويي كه داره ميره

خيره ميمونم به چشمات حتي گريه ام نميگيره

چشاي مونده به راه و

شب تنهاييه ماه و

يه دل بي سرپناه و

من وخونه

ساعتهاي غرق خواب و اين من بي تو خراب و

يادت هرگز نميمونه نميمونه نميمونه

 

 

 

 

خيلي ممنون اين قدر آسون

من وداغون كردي

واسه احساسي كه داشتم

 دلم و خون كردي

تو كه هيچ حسي به اين قصه نداشتي واسه چي؟

من وبه محبت دوروزه مهمون كردي

همه عالم ميدونستن كه بري ميميرم

اما رفتي و همه عالم وحيرون كردي

خيلي ممنون واسه هرچي كه اوردي به سرم

خيلي ممنون ولي من هيچ وقت ازت نميگذرم

من حواسم به تو بودو تو دلت سر به هوا

با همين سر به هواييت من و ويرون كردي

من كه با نگاه شيرين تو فرهادشدم

مگه اين كافي نبود كه من و مجنون كردي

همه عالم ميدونستن كه بري ميميرم

اما رفتي و همه عالم وحيرون كردي

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اسفند1389ساعت 19:12  توسط مرجان  | 

خدایا یه را بذار جلوم

خسته شدم چی کار کنم

که درست باشه

خدایا کمکککککککککککک

+ نوشته شده در  شنبه 2 بهمن1389ساعت 15:52  توسط مرجان  | 

برم یه سیگاربکشم دلم گرفته کاش تمام این یه هفته تمام حرفات خواب باشه

 

تو مي روي

 

براي رفتن تو راه مي شوم !

 

تو پلک مي زني

 

و من

 

براي چشم هاي غم گرفته ات نگاه مي شوم !

 

تو خسته مي شوي

 

و من

 

براي خستگي ِ تو

 

چه عاشقانه تکيه گاه مي شوم . . . !

 

دلت گرفته است ؟

 

پابه پاي گريه هاي تو

 

بغض و اشک و آه مي شوم !

 

سکوت مي کني و من

 

به احترام خلوتت

 

به شب پناه مي برم

 

سياه در سياه مي شوم . . . !

 

هميشه آخر تمام شکوه ها

 

به چشم هاي عاشقت که مي رسم

 

سکوت مي کنم

 

و باز

 

براي آسمان غم گرفته ي تو ماه مي شوم

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 دی1389ساعت 12:35  توسط مرجان  | 

خداحافظ پیمان( برای همیشه)

 

به چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيره

 

 

ساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميره

 

 

فاصله بين من و تو ،‌ از اينجا تا آ سموناست

 

 

خيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاست

 

 

قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود

 

 

به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود

 

 

بگو تا وقتي زنده‌ام ، نگاه تو سهم منه

 

 

هر جاي دنيا كه باشي ،‌دلم واست پر ميزنه

 

 

براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي

 

 

 

دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهمي

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 دی1389ساعت 12:23  توسط مرجان  | 

در شهر خرابان کسي پير نشد

 از خوردن آدمي زمين سير نشد

 گفتيم جوانيم به پيري برسيم توبه کنيم 

 از بس جوان مرد کسي پير نشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 دی1389ساعت 12:24  توسط مرجان  | 

 

شبيه برگ پاييزي پس از تو قسمت بادم

 

خداحافظ ولي هرگز نخواهي رفت از يادم

 

خداحافظ واين يعني در اندوه تو ميميرم

 

در اين تنهايي مطلق كه ميبنند به زنجيرم

 

وبي تو لحظه حتي دلم طاقت نميارد

 

وبرف نااميدي برسرم يك ريز ميبارد

 

چگونه بگذرم ازعشق ازدلبستگي هايم

 

چگونه ميروي با اينكه ميداني چه تنهايم

 

خداحافظ تو اي هم پاي شبهاي غزل خواني

 

خداحافظ به پايان امد اين ديدارز پنهاني

 

خداحافظ بدون تو گمان كردم كه ميمانم

 

خداحافظ بدون من يقين دارم كه ميماني

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آذر1389ساعت 14:15  توسط مرجان  | 

دلتنگ تو امروز شدم تا فردا

 

 

 .فردا شد و باز هم تو گفتی فردا

 

.امروز دلم مانده و یک دنیا حرف.

 

 

یک هیچ به نفع دل تو تا فردا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آذر1389ساعت 13:18  توسط مرجان  | 

نیمه گمشده من چه کسی میتونه باشه؟

مثل روح تشنه من همیشه دیونه باشه

کسی که هر کلامش طلوعی تازه باشه

غم وتنهایی ما به یک اندازه باشه

اون کسی که خواستن اون

با همه فرق داشته باشه

هرچی که از اون بخونم

شعر تکراری نباشه

کسی که برای خوندن نشسته تو سینه من

نفساش هوای عشقه

سکوتش صدای عشقه

اون که از نهایت عشق

من و با اسم بخونه

منو جزیی از خودش

یا خود خودش بدونه

اون که گمشده از اغاز

تا که من تنها بمونم

جاده جستجو هامو تا قیامت بکوشونم

کسی که همیشه عاشق

مثل من دیوونه باشه

توی دنیا اگه نباشه تو ایینه میتونه باشه

کسی که هر کلامش طلوعی تازه باشه...

غم و تنهایی ما به یک اندازه باشه...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 آبان1389ساعت 10:40  توسط مرجان  | 

 

رفتم و تو شهر عشقم دلم وتنها گذاشتم دیگه حتی واسه موندن یه بهانه هم نداشتم با همه

 

روح و وجودم یه دل شکسته بودم آره دل شکسته بودم با تمامی وجودم میگن این دو روز دنیا

 

 ارزش غم خوردن نداره چه جوری ؟آروم بگیره اون دلی که بی قراره شاید این تاوان عشقه

 

 که کنارتو نموندم رفتم و با نا امیدی دل و دنبالم کشوندم  گرچه شاید دیگه امروز توی خاطرت

 

 نباشم رفتم اما نتونستم خودم از فکرت جدا شم بعد تو دنیا با قلبم سر یاری هم نداشته

 

هرکی ازپیشم گذشته پا روی دلم گذاشته بس که قلب من شکسته دیگه خردوخاکشیره توی

 

 دستای زمونه بی تو قلب من اسیره از خدا خواستم که قلبم یکمی آروم بگیره آخه قلب من

 

 میدونه آخر از غمت میمیره یادته همیشه با من نغمه عشق و می خوندی کاش تو هم به پای

 

 حرفات مثله قلب من میموندی من همیشه بی قرارم خودتم اینو میدونی من و باش که فکر

 

میکردم تو پای عشقت می مونی....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 آبان1389ساعت 11:30  توسط مرجان  | 

 

از اينجا ميروم تو ميماني و فصلي سرد

 

بگو با اين خزان آرزوهايم چه خواهي كرد

 

 از اينجا ميروم شايد همين امروز يا فردا

 

 تو خواهي ماند تنها در حصار خشت هاي سرد

 

 از اينجا ميروم تا شهر فرداهاي نامعلوم

 

 كه آنجا سرنوشت هرچه پيش آيد پيش آيد

 

از اينجا ميروم اينجا كسي آيينه باور نيست

 

كه در اين جا خيلي دير فهميدم كه چه

 

 چنديست گشتم از مدار اعتنايت طرد

 

 در اين پايان بعد از من در اين آغاز بعد از تو

 

 كه خواهي ديد خيلي فرق دارد مرد با نامرد

 

 تو را ديگر در خوابهايم نخواهم ديد

 

 تو را با آب ها آيينه معنا نخواهم كرد....!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 آبان1389ساعت 11:47  توسط مرجان  |